Alireza Jokar

این سایت در حال تکمیل شدن است ...

Alireza Jokar

این سایت در حال تکمیل شدن است ...

نوشته های بلاگ

بد نامی!

21 دسامبر 2022 داستان کوتاه,طنز نوشته

ميگويند روزي فردي در وسط ميدان بزرگ شهر فرياد ميزد” آي مردم کمکم کنيد که دارم ميميرم از عاشقي!!!”

مردم به دور او حلقه زدند و يک پيري از آن ميان پرسيد:” اينکه داد و بيداد ندارد بگو که عاشق کيستي؟ تا ما برايت در طرفه العینی آستين بالا بزنيم”

جوانک با خوشحالي گفت”فرقي نميکند!!! هر کس که شما صلاح بدانيد و انتخاب کنيد!!!”

آن پير با ناراحتي گفت:”مرد حسابي اگر زن ميخواهي خوب بگو زن ميخواهم .پس چرا داري نام عشق و عاشقي را خراب ميکني؟”

البته راویان اخبار از وقوع این حادثه برای جنس مخالف که شوهر همی خواسته نیز حکایتی اینچنینی را ذکر کرده اند!!!

یک دیدگاه بنویسید