وقتی پنج يا شش ساله بودم آرزو داشتم که وقتي بزرگ شدم افسر راهنمائي ورانندگي بشم. افسري قد بلند، چهار…
این سایت در حال تکمیل شدن است ...
وقتی پنج يا شش ساله بودم آرزو داشتم که وقتي بزرگ شدم افسر راهنمائي ورانندگي بشم. افسري قد بلند، چهار…
موتورشون زياد ترو تميز نبود اما با همون موتور قراضه و درب و داغون کلي قيقاژ ميدادند و برا خودشون…
پای تمام بازیکنان تیممون رو قلم کرده بودند . داور جرات نمیکرد خطا بگیره. حالا اینهاش به کنار، مدام تماشاگراشون…
از محمود پرسیدم “آقای( ز- ک ) رو میشناسیش؟ میخوام دعوت به کارش بکنم” محمود گفت:میشناسمش مثل کف دست. آقای…