ساعت ۳ بعد ازظهر یک روز تابستونی بود که به لواسون رسیدیم و پدرم زنگ خونه آقای جعفری ، دوست…
این سایت در حال تکمیل شدن است ...
ساعت ۳ بعد ازظهر یک روز تابستونی بود که به لواسون رسیدیم و پدرم زنگ خونه آقای جعفری ، دوست…
وقتی انتظار به سر میرسید و آقای چرخ و فلکی به محله ما میامد انگار چرخ فلک روزگار به کام…
با اینکه کلاس سوم راهنمایی بودم انقدر ریاضیم ضعیف بود که هر بار که انگشتهای دستم رو میشماردم یا یک…
مهندس جان ! اینجا هر کسی هر بار با یک خانم میاد!!! کسی هم با کسی کاری نداره ! شما…