Alireza Jokar

این سایت در حال تکمیل شدن است ...

Alireza Jokar

این سایت در حال تکمیل شدن است ...

نوشته های بلاگ

آقای صدری

10 مارس 2022 داستان کوتاه,دل نوشته

با اینکه کلاس سوم راهنمایی بودم انقدر ریاضیم ضعیف بود که هر بار که انگشتهای دستم رو میشماردم یا یک انگشت کم میاوردم یا یک‌انگشت زیاد!!!. البته از خدا که پنهون نیست از شما چه پنهون هنوزم این مشکل رو دارم!
.
حالا با این توصیف آقای صدری-معلم ریاضیم رو‌ میگم- که بهترین معلم منطقه بود و میگفتند میتونه به دیوار هم ریاضی یاد بده فقط تونسته بود فرق شکل ظاهری x و y رو بهم بفهمونه هر چند که هر وقت هیجان زده میشدم همون دو تا رو هم جابجا میگفتم. حالا تصور کنید آقای صدری بخواد به من اتحادهای اصلی یا معادلات چند مجهولی حالیم کنه!
.
البته من تنها تو کلاس این وضعیت رو نداشتم بلکه ۴۵ نفر از ۵۰ نفر کلاس وضعیت مشابه داشتیم و نتیجه این بود که آقای صدری انقدر حرص میخورد که رنگش مثل لبو سرخ میشد ، انقدر گچ تخته خورده بود که حرف میزد گرد سفید از دهنش بیرون میامد. کت و شلوارش انقدر گچی بود مثل معمارهای ساختمون شده بود موهاش رو چه عرض کنم!!!
.
هر چی اقا صدری خون دل میخورد ، تلاش میکرد ، وقت میگذاشت، از پایه شروع میکرد، نصیحت میکرد، حتی بعضی موقعها از بی تفاوتی ما گریه میکرد ؛در عوض ما بیشتر ازش بدمون میامد چون فکر میکردیم ریاضی و آقای صدری عامل تجدیدی و ردی و بد بختی ما هستند .
.
به همین خاطر یکی از بچه ها میخواست ماشین آقا صدری رو با چاقو خط بندازه، من سر کلاس اداش رو در میاوردم بچه ها میخندیدند.یکی از بچه ها با لوله خودکار ماش زده بود بهش ، یکی دیگه…
.
در عوض ما فقط معلم ورزش رو‌ دوست داشتیم و لا غیر چون همش بازی بود و تفریح ، از اون طرف معدلمون رو هم یک تکون جزیی میداد!تا مردودی خردادی نباشیم
.
یکی دوسال بعد خبر آمد آقا صدری سکته کرده مرده!!!نمیگم از مردنش خوشحال شدیم اما گمان میکردیم خدا حقش رو گذاشته کف دستش!!! و تقاص ما رو ازش گرفته!و امید داشتیم درس عبرتی بشه برای سایر معلمها!!
.
تکمله: آقای صدری روحت شاد ؛ به قول حضرت مولانا «هر که او بیدارتر، پر دردتر///هر که او آگاه تر، رخ زرد تر »تا بوده همین بوده
.

برچسب:
یک دیدگاه بنویسید