همسایه!
دخترک زنگ زد که ترجمه را تا بعد از ظهر میرساند. باعصبانیت گفتم اگر میخواهد اینطور کار کند دنبال نشریه دیگه ای باشد. او قول داد که باید جائی برود اما ترجمه ستون ثابت را حتما تا بعد از ظهر آماده میکند و میفرستد.
بعد از ظهر با نرسیدن مطلب به دبیر داخلی گفتم که دنبال یک مترجم جدید باشد و به دخترک زنگ بزند و از او بخواهد که فردا برای تسویه حساب به دفتر نشریه بیاید
بعد از چند دقیقه دبیر داخلی با چشم گریان و مبهوت آمد و گفت: احتیاج نبود که بگویم با او قطع رابطه کرده ایم.چون دخترک امروز صبح در گذر ازعرض خیابان و در تصادف با یک ماشین گذری در سن 26 سالگی جان به جان آفرین تسلیم کرده است و ما باید لاجرم به دنبال یک مترجم دیگر باشیم!!
###
از سفر تفریحی شمال بر میگشتیم. برای رسیدن و استراحت کافی قبل از شروع یک روز کاری عجله داشتم. جاده فیروز کوه نه شلوغ بود و نه خلوت. ابتدای جاده در پمپ بنزین یک پیرمرد فس فسو اعصابم رو بهم ریخت. عوضش در جاده پاهام رو روی پدال گاز گذاشتم.اما یک پیکان درب و داغون جلوم سبز شد. ترمز زدم.بعد باز پا روی پدال گذاشتم سبقت گرفتم.گذر یک گله گاو از عرض جاده باعث شد باز هم رو ترمز بزنم. بعد از مدتی باز پا روی پدال گاز و این بار سبقت از یک سانتافه. وجود یک تصادف جاده ای و باز ترمز …گاز، ترمز، گاز، ترمز، گاز، ترمز…
به مسیرم ادامه میدادم که صدائی مهیب رشته افکارم را بهم زد.یک تکان جزئی به ماشین نگاه به آیینه و مشاهده ریزش یک تخته سنگ چند تنی و نهایت تصمیم به فرار از مهلکه. در آیینه دیدم تخته سنگ جاده را بسته بود.تخته سنگی که گوشه اش به سپر عقب ماشینم گرفته بود!!!
پلیس راه نگهداشتم . پلیس از بسته بودن جاده مطلع شده بود و با دیدن سپر صدمه دیده از شانسم تعریف میکرد.من هم با ترس و لرز فکر آنرا میکردم که چطور به اختلاف یک صدم ثانیه دیر یا زود از کام مرگ گریختم. چند بار همین گاز و ترمزها باعث شد که دقیقا در زمانی از آن منطقه رد شوم که با مرگ فاصله بگیرم. چقدر غروغر کردم به پیرمرد پمپ بنزینی، پیکان درب و داغون ،گاوهای جاده … یک ترمز یا گاز اضافه میتوانست همزمان باشد با فرو آمدن تخته سنگ بر سر ماشین..
روزانه چند بار از مرگ میگریزیم و خود خبر نداریم یا خود را به بی خبری میزنیم.مرگی که در همسایگی ماست
بطور حتم تمام مکث و سرعت برای رسیدن به مقصد دخترک، به زمانی ختم پیدا کرده که آن ماشین عبوری مرگش را رقم بزند
تا کی نوبت این ماشین عبوری با نام دیگری در انتظار…