Alireza Jokar

این سایت در حال تکمیل شدن است ...

Alireza Jokar

این سایت در حال تکمیل شدن است ...

نوشته های بلاگ

سوسولها!!!

20 جولای 2022 طنز نوشته

پای تمام بازیکنان تیممون رو قلم کرده بودند . داور جرات نمیکرد خطا بگیره. حالا اینهاش به کنار، مدام تماشاگراشون ضمن پرتاب بطری چوب و پاره آجر به سمت ما ، یک ریزخواهر و مادرمون رو هم یادمون میاوردند!!!

این قسمتی از شرح ماجرائی بود که وقتی در یک تیم فوتبال دسته سومی بازی میکردم و به شهرستان…(بوق)(شهری دارای مردمی ساده دل و دوست داشتنی)((به سبک مجریان تلویزیون))برای مسابقه سفر کرده بودیم مورد لطف تیم میزبان و تماشاگرانش قرار گرفته بودیم.

هفته بعد بازی برگشت بود. من به عنوان کاپیتان تیم از بازیکنان تیم خواستم برای حفظ  حیثیت و آبروی از دست رفته مقابله به مثل کنیم. قرار شد با توجه به اینکه تیم مقابل قوی هیکل بودند از ترسمون باهاشون درگیر نشیم اما از تماشاگرهای تیممون که حدود 500 نفر بودند خواستیم که به رهبری بهروز تپل با هو کردن تیم حریف ادبشون کنند!!!.

بازی شروع شد تیم میهمان باز هم ساق پای ما رو هدف قرار داده بود تماشاگرها ی ما هم که از قبل آماده شده بودند شروع کردند به هو کشیدن. هنوز 10 دقیقه از بازی نگذشته بود که تیم میهمان با اینکه یک گل به ما زده و جلو بود…

از این به بعد ماجرا را در ذهنتان تصویر کنید:

در یک آن دیدیم تیم میهمان بازی رو قطع کرد و به سمت تماشاگرها هجوم برد. هنوز چند دقیقه نگذشته بود که دیدیم روی سکوها صحنه تعقیب و گریزی شدید شده. یک عده دنبال عده ای دیگه گذاشته بودند و با مشت و لگد اونها رو میزدند.اصلا توقع این خشونت و زد و خورد را نداشتیم!

البته اشتباه نکنید! چون اونهائی که کتک میخوردند و فرار میکردند همون 500 نفر تماشاچی تیم ما بودند و اونهائی که دنبال تماشاگرها میکردند همون تیم 11 نفره شهر دارای مردم ساده دل و مهربون بودند!!!

از شما چه پنهون ما هم سریع پا گذاشتیم به فرار چون دیدیم تیم میهمان اعصاب معصاب نداره امکان داره بعد از زدن تماشاگرمون بخوان بیان ما رو هم بزنند!!!پ

یک دیدگاه بنویسید